یادته بهت زل میزدم بهم میگفتی چته؟
میگفتم اخ چه عروسی میشی تو.نه؟
محشر میشی واااااااااایییییییییی.
بلند میخندیدی و دماغمو میکشیدی
میگفتی تو که باز اشتباه گرفتی
اونی که محشر و خوچمل میشه اقای منه فهمیدی؟
شدی سهم خاک و داغ دیدنت تو لباس عروس موند به دلم...

نظرات شما عزیزان:
برچسبها: